تبلیغات
ظهور نزدیك است

ظهور نزدیك است
نویسندگان
نظر سنجی
فكر می كنید بهترین كاری كه برای ظهور می توانید انجام دهید چیست؟







اینجاست كه روزنه‌ای به سوی یك آیین جدید باز می‌شود. دینی كه همه ادیان را در خود حل و جذب كرده و جز نامی از آن‌ها باقی نمی‌ماند. این نوعی از پلورالیسم دینی است كه به استحاله عقیدتی و آرمانی ادیان می‌پردازد؛ اما درعین حال حقانیت را به شیوه زندگی آمریكایی و لیبرالیستی می‌دهد. در این میان اسلام به عنوان یك مكتب فطری و الهی قوی كه خطر جدی برای منافع غرب شناخته می‌شود بیشترین سهم از استحاله را داراست.....
فیلم «من خان هستم...» قرار است روز 11فروردین ار شبكه سوم سیما پخش شود و این در حالی است كه در این فیلم كه به صورت مشترك توسط «هالیوود» و «بالیوود» تولید شده است به تعریفی جدید از اسلام و مسلمانان دست می‌زند و به صورت زیركانه برخی اصول لیبرالیسم و سكولار را به جای اعتقادات مسلمانان معرفی می‌كند.

فیلم «من خان هستم...» به كارگردانی (Karan Johar) كاران جوهار 38 ساله (هندی) محصول سال2010، با هنرپیشگی شاهرخ خان (Shahrukh Khan) و كاجول (Kajol) دو هنرپیشه مطرح سینمای بالیود ساخته شده است. آنچه حائز اهمیت است همكاری هالیوود و بالیوود توسط بیش از 5 شركت سینمایی در این فیلم است كه از بارزترین آنها «فوكس قرن بیستم» را می توان نام برد كه جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین موسیقی از جشنواره فیلم «فیر» Filmfare را نصیب خود كرده است. این فیلم در سه هفته اول در بیش از 119سینما در آمریكا و كانادا اكران شده و در 17روز اول 363500 میلیون دلار فروش داشته كه ركورد جدیدی برای بالیود به حساب می‌آید.

* مرور داستان

رضوان خان یك جوان مسلمان هندی است كه با وجود معلولیت جسمی خاص (اسپرگرسندرم) دارای قدرت حافظه و هوش خارق‌العاده‌ای است. رضوان توانایی‌های بالقوه فراوانی دارد، اما در هند از به فعلیت رساندن آن‌ها عاجز است. او بنا به وصیت مادر به آمریكا می‌رود تا شاد زندگی كند و استعدادهای خود را شكوفا سازد. كاری كه برادر كوچكتر او قبلاً انجام داده است. به آمریكا رفتن وی باعث آشنایی با یك دختر هندی كه شغل او آرایشگری است (ماندیرا) و معتقد به هندویسم است می‌شود ولی رضوان، با اینكه مسلمان معتقد است و هرگز نمازش ترك نمی‌شود ایرادی در ازدواج با او نمی‌بیند. بنا به باور شریعتی كه مادر رضوان آن را تفسیر می‌كند، مسلمان و غیرمسلمان معنا ندارد و تنها خوبی و بدی وجود دارد. ماندیرا خوب است پس می‌تواند همسر مناسبی برای رضوان خان باشد.
خوشبختی آن‌ها دوام چندانی ندارد، زیرا طوفانی به نام «11 سپتامبر» زندگی همه مسلمانان در امریكا را زیر و رو می‌سازد. این طوفان همچنین، تبعاتی چون درگرفتن جنگ با افغانستان و عراق را دارد. (جنگی كه پدر بهترین دوست فرزندخوانده رضوان را از آن‌ها می‌گیرد.) بنابراین خانواده رضوان خان مورد تهدید واقع می‌شود، پسر ماندیرا به جرم مسلمان بودن پدر خوانده‌اش كشته می‌شود و رضوان برای تبرئه خود و خانواده‌اش از تروریست بودن، به مأموریتی مهم اعزام می شود. بنا به خواست ماندیرا او باید رییس جمهور آمریكا را ببیند و به او بفهماند كه هر چند مسلمان است اما تروریست نیست. در این راه او ابتدا توسط FBI مجرم شناخته می‌شود؛ اما در نهایت به عنوان سمبل نیكویی از «یورو اسلام»، موجب افتخار هم‌كیشان خود شده و به ملاقات رییس جمهور نائل می‌شود. تنها حرفی كه رضوان برای گفتن به رییس جمهور دارد همین است: «من مسلمان هستم و من تروریست نیستم.»

* به عنوان مقدمه

به راستی چه می‌شود كه پس از سال‌ها دشمنی و كینه‌ورزی با اسلام، ناگهان غرب دایه مهربان‌تر از مادر شده و با ابزار هنر و با تفكر احقاق حقوق مسلمانان، به یاری آن‌ها شتافته است؟! اینجــاست كه نیـاز به هوشمندی و كیاست بیدار مسلمانان احساس می‌شود. چگونه اشد دشمنان در عداوت با مومنین از در دوستی و خیرخواهی برآمده است؟
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذینَ أَشْرَكُوا» در این آیه با بیش از 12 تأكید به دشمنی دیرینه موسسان هالیوود (یعنی همان جهود كینه‌توز) با مسلمان‌ها اشاره شده است.
پاسخ این معما را در كلام روح خدا به روشنی درمی‌یابیم.حضرت امام (ره) می‌فرماید:
«آمریكا هم برای اسلام دل می‌سوزاند، اما اسلام آمریكایی»؛ «در اسلام حقیقی و ناب چه عنصری تهدید كننده است كه به دنبال حذف آن، در معرفی اسلام آمریكایی هستند؟!»
به نظر می‌رسد سیاست‌های جهادی اسلام و دعوت بی مهابای این دین به دفاع از آرمان‌ها و اعتقادات، بدون در نظرگرفتن مصلحت‌اندیشی و محافظه كاری‌ها، موجب تنش‌های فراوانی برای سردمداران سیاست زر و زور گشته است، چرا كه هدف جدید برنامه‌ریزان هالیوود، مستقیماً آرمان‌های دفاعی اسلام و مكتب مبارزه و شهادت را نشانه رفته است.
شیوه نوین مقابله با این آرمان‌ها، بسیار تأمل انگیز است. قرآن كریم از 14 قرن پیش یكی از سیاست‌های مزوّرانه یهود را تحریف كلمات معرفی می‌فرماید: «مِن َالَّذینَ هادُو ایُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِه»
و این ابزار پلید، هم اكنون با پروژه تحریف و بازخوانی غلط آموزه‌های اسلام، به حذف مولفه‌های زیربنایی چون دفاع و شهادت می‌پردازد. این خلع سلاح آرام و حرفه‌ای می‌تواند بار مخاطرات اسلام را از دوش منافع و مصالح یهود و سرمایه‌داران دنیا كاهش دهد، و به نرمی باب آشتی و صلح فریبنده‌ای را بین اسلام و كفر باز كند.
پروژه اسلام امریكایی كه از سال ها پیش كلید خورده بود، در بیان روشن‌گرایانه امام راحل (ره) اینگونه افشا می‌شود:
«تنهــا هنـری مورد قبول قرآن است كه صیقل دهنده اسلام ناب محمدی (ص)، اسلام ائمه هدی (ع)، اسلام فقــرای دردمند و... بــاشد. هنری زیبـا و پاك است كه كوبنده سرمایه‌داری مدرن، اسلام رفاه و تجمل، اسلام سازش و فرومـایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یك كلمه «اسلام امریكایی» باشد.»
در حالی كه در این فیلم به اسلام، مدافعین آمریكا تقدس داده شده است، قرآن كریم همواره مسلمین را از یك جانبه نگری و تك بعدی عمل كردن احراز می دهد. و به عمل كردن به تمامی دستورات اسلام فرا می خواند.
«أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتاب ِوَ تَكْفُرُونَ بِبَعْض‏.» آیا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ایمان مى‏آورید، و به بعضى كافر مى‏شوید؟
«وَ احْذَرْهُمْ ْأَنْ یَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ماأَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْك» از آنها بر حذر باش، مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده، منحرف سازند.

اشاره آیه به اهل كتاب است كه در دین خود همین كار را كردند و تنها نام پیامبرشان باقی ماند، و خداوند بندگی آنها را نمی‌پذیرد. آنها می‌خواهند كاری را كه با یهود و مسیحیت شد با اسلام نیز انجام دهند بنابراین آنچه را كه به منافع‌شان ضربه می‌زند زشت و كریه جلوه می‌دهند و به سایر احكام كاری ندارند چون مبنای آنها اومانیسم و لذت فردی است. و این دقیقاً هدفی است كه در فیلم «خان...» كارگردان به دنبال اجرای آن است. زمانی كه اسلام «رضوان» به «ماندیرا» كه نماد «هندویسم» است عشق می‌ورزد و در مقابل از مسلمانان جهادگر اعلام بیزاری و برائت می‌كند.

* رضوان؛ تجسم یورو اسلام

اگر قرار باشد فرد منصفی‌، اسلام را در قالب یك شخصیت متجسم نماید، ترجیح می‌دهد او قوی، مقتدر، باصلابت و محكم باشد و در عین حال مهربان و یاور ضعفا همچون امیرالمومنین علی(ع) و در عصر حاضر، حضرت امام (ره)، نه شخصیتی ضعیف و عاجز كه طبیعت بیمارگونه‌اش او را چنین ساده و معصوم جلوه می‌دهد. كسی كه در مقابل استضعاف و اختلاف طبقاتی ظالمانه كشورش و دردهای هموطنان خود واكنشی نشان نمی‌دهد، اما وقتی بلایای طبیعی، صلیب مسیحیان را در جرجیای آمریكا بر زمین می‌زند او به یاری كلیسا می‌شتابد و اسوه فداكاری می‌شود.

* آمریكا سرزمین فرصت‌ها!

رضوان به راحتی نمی‌تواند با محیط‌های جدید انس پیدا كند. او از رنگ زرد متنفر است (با اینكه هندی‌ها زرد را نماد شادی و خوشی می‌دانند). مادر كه بسیار مصلحت‌اندیش، فداكار و آینده‌نگر است، متوجه می‌شود كه او می‌تواند زندگی رویایی‌اش را تنها در آمریكا پیدا كند. البته این دید اغراق آمیز و رویـــاگونه پنــداشتن درباره ایالت متحده، در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی دنبال می‌شود، اینكه آمریكا سرزمین فرصت هاست.
زندگی ذاكر برادر رضوان هم موید این مطلب است، او ابتدای ورود به آمریكا آه در بساط نداشت، اما حالا شغل و همسر دلخواهش را دارد. (به لطف خدا بحران اقتصادی در آمریكا به زندگی او اثری نداشته است!!!)

زمانی كه رضوان می‌خواهد برای عملی كردن شرط ازدواج، با صحنه بدیع وزیبائی ماندیرا را غافلگیر كند؛ ما سانفرانسیسكو را می‌بینیم كه چون شهری آسمانی، از ورای ابر‌ها رخ می‌نماید. برج‌ها و معماری كلاسیك شهر در پرتوی طلائی لحظه طلوع، زیبائی رویا مانندی را به نمایش می‌گذارند. انگار همه خوشبختی آینده این زوج (كه نماد پیوند اسلام و هندوئیسم هستند) منحصرا در این شهر تحقق می‌یابد. گوئی این تصویر كه با نمای دور (لانگ شات) آغاز می‌شود می‌خواهد القا كند كه هرگز در این شهر آرمانی، اثری از فقر و مرارت را نمی‌توان یافت!!
رضوان اعتقادی را كه از مادر گرفته است با خود می‌آورد و در همه مسائل تعمیم می‌دهد. زمانیكه خوشبختی خود را درپیوند با یك دختر هندوی كافر پیدا می‌كند، باور سكولاریستی مادر به یاریش می‌شتابد: «اصل خوب بودن است، نه رنگ و مذهب» و باز در جای دیگر فیلم صریحاً این نكته تذكر داده می‌شود: «خداوند به ما گفته است رنگ و مذهب اهمیتی ندارد.» (البته اسلام می‌فرماید: «ان الدین عندالله الاسلام»، مذهب اهمیت دارد و این رنگ و‌ نژاد است كه در اسلام نفی شده است.)
و این گونه التقاط حق و باطل با ابزار تحریف برای جا انداختن باطل در افكار در موارد متعددی تكرار می‌شود. (كه به آن اشاره خواهیم كرد).

* عشق فرادینی و سكولار از مولفه‌های دین نوین

ماندیرا زن محبوب رضوان، شخصیتی شاد، جذاب، و البته مهربان است. او توانست بیماری رضوان را درك كند و او را به آرامش برساند. مهم نیست كه در آیین او چند خدا پرستش می‌شود و در اسلام رضوان، خدای یگانه. بلكه عشق و محبت می‌تواند این دو را پیوند دهد. در حالی كه هر كدام عبادت مخصوص خود را انجام می‌دهند، رضوان نماز می‌خواند و او اعمال سنتی خود را دنبال می‌كند. ازدواج رضوان و ماندیرا بدون توجه به موازین دینی یعنی اولویت عشق بر مذهب. یعنی محدود كردن دین به جنبه‌های درونی و روحی و در حقیقت حذف تاثیر دین حتی در زندگی شخصی افراد.
اینجاست كه روزنه‌ای به سوی یك آیین جدید باز می‌شود. دینی كه همه ادیان را در خود حل و جذب كرده و جز نامی از آن‌ها باقی نمی‌ماند. این نوعی از پلورالیسم دینی است كه به استحاله عقیدتی و آرمانی ادیان می‌پردازد؛ اما درعین حال حقانیت را به شیوه زندگی آمریكایی و لیبرالیستی می‌دهد. در این میان اسلام به عنوان یك مكتب فطری و الهی قوی كه خطر جدی برای منافع غرب شناخته می‌شود بیشترین سهم از استحاله را داراست.
پایه‌ریزی اسلام بر مبنای زندگی آمریكایی و اروپایی بر مبنای امانیسم و لذت فردی یعنی‌ همان اسلام سكولار، اسلام خنثی شده یعنی اسلام سست و بی‌محتوا. اسلامی كه بدنبال فروش محصولات آرایش است، و سرسازش با سرمایه‌داری دارد. (شغل رضوان فروش محصولات آرایشی زنان است و برای بازاریابی بیشتر مجبور به ارتباط نزدیك با زنان می‌باشد) اسلامی كه مفتخر به جاسوسی برای «FBI» است (اشاره به سكانس تبرئه رضوان بدلیل لودادن مسلمانان جهادی كه از طریق رسانه‌های آمریكا بازتاب داده می‌شود)

* اسلام‌هراسی و اسلام آمریكایی دو روی یك سكه

از اسلام رضوان تنها نماز و آیاتی از قرآن باقی مانده است و قدرت جمعی مسلمین نادیده انگاشته می‌شود. او نمازش را انفرادی می‌خواند و اجتماع مسلمانان تنها زمانی نشان داده می‌شود كه در مسجد در حال توطئه هستند. یكپــارچگی قدرت اسلام نقطه هراسناكی برای غـــرب است كه در فیلم «مردی كه فردا را دید» (تولید 1981) برای اولین بار مردم دنیا را از آن بر حذر می‌دارند. در اسلام آمریكایی رضوان، با این نیرو مقابله می‌شود. او به تنهایی در مقابل جمعی توطئه‌گر و می‌ایستد و حتی در آخر توسط آن‌ها ترور می‌شود.
یكی از نمونه‌های بارز آمیختن حق و باطل با تحریف در بیان داستان حضرت ابراهیم (ع) است. دكتر فیصل رحمان، رهبر جهادگران در مسجد مجللی كه پایگاه مسلمین آمریكاست سخنرانی می‌كند.
او از قربانی شدن اسماعیل (ع) مطلوبیت كسب رضایت خدا ولو به تسلیم جان و خون ریختن را استنباط می‌كند، اما رضوان معتقد است او دروغ می‌گوید چون مادرش به نحو دیگری داستان را تعریف كرده است. خون ریختن در راه خدا با عشق منافات دارد، عشق و صلح دو واژه همراهند كه ما حق نداریم به جنگ و خونریزی آلودشان سازیم و ابراهیم و خدای او نیز چنین قصدی نداشتند.

* تحریف اسلام در مسیر به بار نشاندن اسلام آمریكایی

تحریف از آنجا آغاز می‌شود كه رضوان تلویحاً به آن اشاره می‌كند: «ابراهیم از كشته نشدن فرزندش مطلع بود (مطلبی كه در تفاسیر اسلامی آن را نمی‌یابیم) زیرا او می‌دانست كه خدا خون بی‌گناهی را نمی‌ریزد.» ناگفته مشخص است كه یا این قرائت تا چه حد از ارزشمندی تعبد و اطاعت ابراهیم كاسته می‌شود. ابراهیم فرزندش را به قربانگاه برد زیرا می‌دانست او كشته نمی‌شود، این سكانس مخاطب را به این مطلوب رهنمود می‌كند كه جان فشانی در راه خدا اساساً در ادیان الهی، هیچوقت محبوبیت ندارد. چه رسد به جهاد و شهادت (زیرا راه خدا راه عشق است نه راه جنگ).
با اندك تأملی می‌توان دریافت كه این طرز تفكر تا چه حد برای یك مكتب پویا، مخرب و بنیان‌افكن است، این‌ همان اصل «محبت» در مسیحیت است كه اگر یك سیلی خوردی طرف دیگر صورتت را جلو بیاور و انحراف در این اصل زمانی است كه عفو و اغماض با تو سری خوردن (قدرت دفاع نداشتن) اشتباه شود.
در مقابل، جهاد و دفاع یك اصل درخشان اسلامی است كه می‌گوید: هرگز ظلم نكن، اما اگر متجاوزی به تو ظلم كرد ساكت ننشین. "هیهات منا الذله " البته قتل و كشتار به ناحق نیز عقاب سنگین در پی دارد، زیرا حكم كسی كه یك نفر را به ناحق بكشد با كسی كه همه مردم جهان را كشته باشد نزد خداوند عادل یكسان است. «من قتل نفساً بغیر نفسٍ او فسادٍ فی الارضِ فكانما قتل الناس جمیعاً»
مطلبی كه رضوان با بیان تحریفی دیگری اینگونه از آن یاد می‌كند: «كسی كه یك نفر را بكشد انسانیت را كشته است.»

* اسلام جهادی به مثابه شیطان

در پایان این سكانس از فیلم می‌بینیم رهبران و مفتیان بیدار جوامع اسلامی كه حكم به دفاع از مرز و بوم و آرمان‌های اسلامی را می‌دهند،‌ همان شیطان وسوسه‌گری هستند كه ابراهیم، هاجر و اسماعیل هر سه به او سنگ زدند. رضوان نیز دكتر فیصل را سنگ می‌زند و هر سه بار او را شیطان می‌خواند.
البته این دیدگاه، «انتفاضه مقدس فلسطین» و «مقاومت شیعیان لبنان» را در كنار «وهابیت خشن القاعده» می‌گذارد و هیچ تفاوتی میان آن‌ها قائل نیست و هر سه را با یك چوب می‌زند. در حقیقت یكسان مطرح كردن این سه حركت نیز برنامه از پیش تعیین شده‌ای است از سوی سیاستمداران كاخ سفید كه اذهان مردم دنیا را روی تروریست بودن مسلمانان متمركز كنند. آن‌ها از سال‌ها قبل مسلمانان را شیطان عصر حاضر معرفی می‌كنند. براستی چه كسانی لایق صفت شیطان هستند؟
امام و پیر روشن ضمیر عالم اسلام، سال‌هاست آمریكا را شیطان بزرگ خوانده است. آمریكایی كه با تقویت همه جانبه اسلام افراطی در عربستان و پاكستان، وهابیت را تجهیز می‌كند و از جنایتكارانی چون ریگی حمایت می‌كند. و همزمان سنگ صلح و دفاع از بشریت را به سینه می‌زند، با استفاده از این شمشیر دو لب از طرفی اسلام را دین خشونت و ترور معرفی می‌كند و از سوی دیگر به دنبال مبارزه با تروریسم به كشورهای اسلامی لشكركشی كرده و مسلمین را به خاك و خون می‌كشد و سرمایه كشورهای اسلامی را به غارت می‌برد.

پس از 11 سپتامبر، اسلام‌هراسی مورد نظر سازندگان این واقعه رخ می‌نماید. حجاب زنان و چهره اسلامی مردان بهانه حمله مردم وحشت‌زده به آن‌هاست و حتی به سیك‌ها و هندوهای غیرمسلمان. در نتیجه سمیر كشته می‌شود. (در سكانسی كه در آن چند نوجوان آمریكایی با چهره‌های آفریقایی و اروپایی و... سمیر را وحشیانه كتك می‌زنند). البته تنها جایی كه آن‌ها مقصر جلوه داده می‌شوند زمانی است كه با دستبند راهی زندان می‌گردند و در غیر این زمان همه (رضوان، ماندیرا و بینندگان) اذعان دارند كه كشته شدن او به خاطر جنایت عده‌ای مسلمان افراطی است و با گذاشتن عكس سمیر كنار سربازان كشته شده امریكا در عراق به عنوان شهدا، كارگردان به این مطلب صحه می‌گذارد، گویی كه هر دو (سربازان و سمیر) زخم خورده از یك خنجرند.
نكته انحرافی دیگری كه با ‌نهایت سوء استفاده از مقام رفیع و مقدس مادری از ابتدا در جای جای فیلم مورد تأكید قرار می‌گیرد، این كلام نامقدس و ناصحیح است كه در دنیا تنها دو دسته انسان وجود دارد: خوب و بد. و تنها این دلیل كه كلام مادر است به آن حجیت می‌بخشد، گویی كه این حقیقت اسلام تنها توسط مادر رضوان قابل درك و تحلیل می‌باشد. به راستی این سوال ذهن مخاطب را مشغول می‌كند كه اگر حقیقتاً انسان‌ها در دنیا، تنها همین دو دسته خوب و بد باشند، متجاوزان و اشغال گرانی چون امریكا و اسرائیل در كدام دسته قرار می‌گیرند؟! پاسخ به این پرسش البته، در فیلم بدیهی انگاشته شده است؛ با اینكه امریكا به افغانستان و عراق حمله كرده است، رضوان برای كشته‌های امریكا اشك می‌ریزد!!! (و عكس سمیر را به عنوان كشته جنایات مسلمین افراطی، در كنار عكس سربازان كشته شده آمریكا در عراق می‌گذارد، گویی كه هر دو زخم دیده از یك خنجرند). نتیجه اینكه آمریكا حتی اگر تعدی كند، هرگز در دسته انسان‌های بد قرار نمی‌گیرد، زیرا او همواره مصلح و محق است.
نكته دیگری كه در اسلام قابل چشم پوشی نیست، عفت و حجاب زنان مسلمان است كه سال‌ها در آزاد‌ترین كشورهای دنیا (!!!) با آن مقابله می‌شود. مسینا، همسر ذاكر، در این فیلم الگوی زن مسلمان «یورو اسلام» است كه گرچه بر حجابش تأكید دارد، آن را همراه با آرایش، اختلاط با نامحرم، دست دادن با رضوان و... می‌سازد. این تصویر روشنفكرانه سال‌هاست نمایش داده شده است و موجب می‌شود او به راحتی همسر كافر رضوان را بپذیرد و در مراسم آن‌ها شركت كند. او حجاب خود را نه علامت مذهبی بلكه تكه‌ای از وجود (انتخاب و سلیقه) خود می‌داند، به همین سبب در صورت اقتضا و ضرورت آن را كنار می‌گذارد، تا در مقابل رسانه‌ها از رضوان احقاق حق كند. كما اینكه در یكی از سكانس‌های فیلم حجاب را كنار می‌گذارد. (گویی حجاب نشانه مجرم بودن است).
در این نوشتار مختصر از بسیاری نكات تأمل برانگیز فیلم «چون عدالت پیشه جلوه دادن دستگاه قضای امریكا و حق مداری رسانه‌ای چون PBC كه نامی نزدیك به BBC است» چشم پوشی شد و تنها مواردی كه به هدف قراردادن اصول اولیه اسلام ناب، و حذف یا خنثی كردن آن‌ها می‌پرداخت، اشاره شد.

نویسنده: سید مجتبی سید سلیمانی


فارس نیوز

منبع‌ : وعده صادق


برچسب ها: نقد فیلم، من خان هستم، بررسی من خان هستم، هالیوود، اسلام ستیزی، اسلام هراسی،
[ دوشنبه 15 فروردین 1390 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
?