تبلیغات
ظهور نزدیك است

ظهور نزدیك است
نویسندگان
نظر سنجی
فكر می كنید بهترین كاری كه برای ظهور می توانید انجام دهید چیست؟






مرد آهنی یکی از فیلم هایی است که سینمای غرب در راستای اهداف صهیونیستی، و در قالب قهرمانسازی های گوناگون خود، مانور بسیاری بر روی آن داده است.

اصولا فیلم هایی همچون Spiderman، Batman، Superman، و امثال Ironman، در همین راستا ساخته شده اند.

سازندگان صهیونیست این نوع فیلم ها، همیشه برای مخاطب خود یک قهرمانسازی های خیالی را به نمایش می گذارد و در عین حال به محقق ساختن سیاست های غربی خود، فکر می کنند.

مرد آهنی یکی از فیلم هایی است که سینمای غرب در راستای اهداف صهیونیستی، و در قالب قهرمانسازی های گوناگون خود، مانور بسیاری بر روی آن داده است.

اصولا فیلم هایی همچون Spiderman، Batman، Superman، و امثال Ironman، در همین راستا ساخته شده اند.

سازندگان صهیونیست این نوع فیلم ها، همیشه برای مخاطب خود یک قهرمانسازی های خیالی را به نمایش می گذارد و در عین حال به محقق ساختن سیاست های غربی خود، فکر می کنند.

مهمترین مسئله ای که در سینمایی مرد آهنی روی آن مانور داده شده، این است که این فیلم به طور مستقیم، به یک دزدی تسلیحاتی توسط یک گروهک  به ظاهر اسلامی و بطور غیر مستقیم، به مسئله ای کلی یعنی دزدی تسلیحاتی کشور های اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران، اشاره دارد.

و به دنبال آن است که به بیننده و افکار عمومی إلقاء کند که : اگر کشور های اسلامی دارای تسلیحات پیشرفته هستند و یا پیشرفت های چشمگیری در مسائل نظامی و تسلیحاتی داشته اند، به خاطر این است که به فرمول تسلیحاتی غرب دستبرد زده اند و دلیلی جز همین سرقت تسلیحاتی ندارند.

 

به طور غیر مستقیم القاء می شود که اگر ایران به سلاح های دوربُرد و تسلیحات دفاعی پیشرفته دست پیدا کرده است، همه اش دزدی است. حال یا دزدی از فرمول غربی ها و یا دزدی از خود تسلیحات غرب و یا گروگان گیری سازندگان آمریکایی تسلیحات. و از این القاء، مخاطب را به این هدف می رسانند که مسلمان ها از خود هیچ استقلالی ندارد، چه در عرصه علم، چه در عرصه تجهیزات نظامی، و هر چه دارند از دزدی بدست آمده.

 

           

 

به عنوان مثال هنگامیکه "تونی استارک" با ساختن یک آدم آهنی، خود را از آن مهلکه نجات می دهد، در یک بیابان می افتد و باقیمانده آدمک خود را که دیگر چیزی از آن باقی نمانده، در صحرا رها می کند.

شاید بتوان ترفند سازنده این سکانس فیلم را این طور تحلیل کرد :

در تاریخ 5 اردیبهشت 1359 در صحرای طبس، امریکا یک شکست مفتضحانه در خاک ایران داشت که با امداد الهی، تمام معادلات نظامی آن برهم خورد و جز خاکستر تسلیحات و نظامیانش چیزی باقی نماند.

                 

 

           

 

                

 

حال اگر در فیلم دقت کنید می بینید که شباهت زیادی بین حادثه طبس و بین این فیلم وجود دارد.

در آنجا که رهبر گروهک تروریستی به ظاهر اسلامی (که لباس هایش، شبهات بسیاری به برادران حزب الله دارد)، هنگامیکه به بیابان می رود و باقیمانده آدم آهنی را می یابد، به ذهن خطور می کند که سازنده فیلم شاید در پی آن بوده که دزدی تسلیحاتی ایران از امریکا را بدین شکل به نمایش در بیارد و زیاد مهم نیست که داستان قضیه صحرای طبس و تسلیحات نظامی آمریکا را در آنجا دقیقا با موضوع اصلی فیلم تطبیق داد بلکه همینقدر القاء شود که ایران به این بهانه (یعنی حادثه طبس) به تسلیحات امریکا دست یافته است، برای محقق شدن اهداف صهیونیستی و امریکایی آنها کافی است.

در صورتی که باید گفت : اگر ایران به این پیشرفت های نظامی و دفاعی در تسلیحات خود رسیده، به خاطر زحمات فراوان دانشمندان مسلمانی بوده که در تحریم های گوناگون، با ایمان و توکل بر خداوند، به طور خودجوش به این پیشرفت ها دست یافته اند.

 

و در فیلم بوضوح مشاهده می شود که دستیار "تونی استارک" که با نام "اوبادیا استین" شناخته می شود، در فیلم خیانت کرده و با گروهک تروریستی به ظاهر اسلامی، رابطه تسلیحاتی داشته است.

که اشاره به رابطه تسلیحاتی کشورهایی بزرگ همچون روسیه با ایران است. و درپی القاء این است که بفهماند، ایران از خود هیچ چیز ندارد.

 

          

 

در حالیکه تحریم امریکا و همقطاران استکباری او، بر علیه ایران ، پارادوکس آنها را افشاء خواهد کرد که چگونه با این تحریم ها، به قله های پیشرفت دست یافته ایم.

 

عوام فریبی و تفسیر غلط

در ابتدای فیلم "تونی استارک" در کنار سربازان امریکایی یک جمله ای می گوید :

"I love peace"  

"من عاشق صلح هستم".

اما بعد از آن، در هنگام مصاحبه با یک خبرنگار خانم، همین صلح را این گونه معنا می کند :

"Peace means having a bigger stick than the other guy"

"صلح یعنی داشتن چماق بزرگتری نسبت به طرف دیگرت"

 

    

 

اولین نکته ای که باید بدان اشاره کرد این است که امریکا همیشه در فیلم ها و بطور کلی رسانه خود، در صدد معرفی کردن تمدن امریکا به عنوان طرفدار صلح و یا نجات دهنده جهان است و با این تبلیغات رسانه ای، بر بسیاری از جنایات خود در مناطق مختلف از جمله سرزمین های اسلامی، پرده توجیه قرار می دهد.

نکته دیگر اینکه، چهره سازندگان تسلیحات در آمریکا، که در دنیا صادر کننده تسلیحات کشتار جمعی است، به نوعی توجیه شده و چهره آنها را منطقی جلوه می دهد و القاء می کند که اگر اسرائیل در فلسطین، توسط سلاح های کشتار جمعی امریکا، دست به جنایات فجیع می زند، همه به خاطر صلح است.

اصولا وظیفه رسانه ها و سینمای غرب همیشه بر این منوال بوده که  جنایات و مفاسدی که امریکا و اسرائیل، در جهان مرتکب می شود، توجیه نماید.

اما باید گفت : جنایات این دو دولت خونخوار، به هیچ وجه قابل توجیه نیست. و با مطرح کردن این مسائل نمی توانند جنایات خود را توجیه نمایند.

نکته دیگر اینکه، در نگاه امریکای جنایتکار، صلح بدان معنایی که به ذهن یک مسلمان و یا هر شخص دیگری خطور می کند نیست.

البته صلح هرچند در برابر جنگ معنا می شود ولی به هر صورت، این معنای عرفی نیز در فیلم منظور نشده.

 

و یا هنگامیکه می خواهد موشک جدید شرکتش را به نیروهای نظامی امریکا معرفی کند، می گوید :

"They say the best weapon is one you never have to fire"

"اونا میگن بهترین اسلحه اونیه كه هیچ گاه مورد استفاده قرار نگیره"

"I respectfully disagree"

"من با احترام با این مخالفم"

"I prefer the weapon you only have to fire once"

"من سلاحی رو ترجیح میدم كه فقط یه بار شلیك بشه"

بعد از آن می گوید :

"That's how America does it"

این همونیه كه امریكا انجام میده

"And it's worked out pretty well so far"

"و تا حالا كه خیلی خوب كار كرده"

 

 

نکاتی که اینجا به ذهن می رسد:

اولا اشاره "تونی استارک" به جمله ای است که گویندگان آن را مشخص نمی کند ولی شاید بتوان مرجع ضمیر را یافت و به ایدئولوژی اسلامی و کشوری همچون نظام جمهوری اسلامی ایران برگشت داد. چراکه نظام اسلامی ایران، معتقد است، تا هنگامیکه امامی معصوم همچون امام مهدی (ع) حضور نداشته باشند و اجازه ندهند، کسی اجازه حمله ابتدائی (جهاد ابتدائی) را ندارد و فقط متوقف بر اذن امام معصوم است. لذا در غیاب حضرت، فقط جهاد دفاعی واجب است، یعنی اگر به مرزهای کشورهای اسلامی حمله ای صورت بگیرد و سرزمین و جان مسلمانان درخطر باشد، ماذون است که جهاد نماید وگرنه به هیچ وجه اجازه ندارد، به کشوری حمله کند و یا برای از بین بردن سرزمینی از سلاحی استفاده نماید.

دوما چهره خبیث امریکا را به نمایش می گذارد که با ایجاد هیجان در ذهن مخاطب توسط این جمله، و سرپوش گذاشتن بر جنایات خونین خود در این چند قرن اخیر، سعی در توجیه چهره خبیث خود دارد.

 

و یا در ابتدای فیلم شاهدیم که شخصیت اصلی داستان، (همان Tony Stark) که اسلحه سازی صنایع استارک را به عهده دارد و به عنوان بهترین سازنده تسلیحات امریکا شناخته شده، توسط یک گروهک تروریستی مسلمان، و با همان خمپاره ای که خودش ساخته، مجروح می شود و به دام می افتد و موجب می شود، در وسط سینه او، شکافی ایجاد شود.

         

 

   

 

این تحلیل به نظر می رسد :

اگر یک نگاه اجمالی به داستان داشته باشید یعنی از آنجایی که "تونی استارک" در ابتدا با سلاح خود که توسط گروهک تروریستی، مجروح می شود و جراحتش در سینه او به صورت شکافی است که فقط با یک مدار الکتریکی و نیروی الکتریکی، جان او را حفظ می کند، می توان گفت که این فیلم، در صدد این است که بگوید : با اینکه سلاح های خودش به ضرر خودش بود، اما باعث پیشرفتش شد بطوری که در یک زندان توانست به یک اختراع و ابداع جدید دست پیدا کند.

یعنی بطور مستقیم در پی این است که بگوید : امریکا تا زمانیکه سلاح های خود را استفاده نکند، نمی تواند پیشرفت کند. که مویّد و شاهد بر این مطلب نیز، جمله ای بود که در ابتدای فیلم، در هنگام آزمایش موشک خود گفت که : "من سلاحی رو ترجیح میدم كه فقط یه بار شلیك بشه" . قدری باید تأمّل شود .....




برچسب ها: نقد مرد آهنی، نقد iron man، هالیوود،
[ پنجشنبه 2 دی 1389 ] [ 08:55 ق.ظ ] [ مهدی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
?